هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
99
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
احوال دار المرز « 1 » مازندران ( بر سبيل اجمال ) ولايتى است بسيار « خرّم » و « خوش » . انواع ميو [ ه ] ها در او هست . « مركبات » هم هر چه كاشتهاند ، خوب و فراوان است . اقسام مأكولات آن ، نهايت امتياز [ را ] دارد . زراعت ايشان « گندم » و « جو » و « باقلا » و « ماش » و « نخود » و انواع « حبوبات » است ، اما اغلب و اكثر « برنج » است . برنجهاى خوب دارد ، خاصه « عنبربو » ، « 2 » كه امروز غذاى اشراف ايران است ، بر او موقوف است . انواع مرغهاى خوردنى ، چون « قرقاول » ، كه به زبان قديم او را « تورنگ » و « تذرو » گويند ؛ و در كوهستان « كبك » و « تيهو » ؛ و در دشت و دريا كنار و مردابها ، مرغهاى آبى ، مانند « بط » و « غاز » و « قو » و « پرلا » و غير اينها ، بىحد و نهايت ، در سربازارها تل كرده و به قيمت بسيار كم مىفروشند . « ماهى » به اقسام نامتناهى ، در هروقت و هرجا ، چندان برهم ريخته و آويخته ، كه احصا نتوان كرد . اين ولايت آباد ، از جانب شرقى به « جركلباد » منتهى مىشود ؛ و از آن پس ، عمل « استرآباد » و « گرگان » است ؛ و از جانب مغرب به « سخت « 3 » سر » ، كه آخر « تنكابن » است ، محدود مىگردد .
--> ( 1 ) . دار المرز ، لقب شهر رشت است ، كه در اينجا به مازندران هم اطلاق شده است . ( 2 ) . مخفف عنبر بوى ، چيزى كه داراى بوى عنبر باشد . يكى از اقسام برنج است كه در گيلان به اين اسم معروف است . ( 3 ) . رامسر امروزى .